تلخیص کتاب آیین زندگی (اخلاق کاربردی)
تلخیص کننده :حیدر کریمی
مقدمه معناشناسی وجایگاه اخلاق
فرا اخلاق به بررسی تحلیلی وفلسفی در باره مفاهیم واحکام اخلاقی می پردازد.
1. معنا شناسي اخلاق و علم اخلاق
واژه اخلاق درلغت به چه معناست؟
واژه ي « اخلاق » جمع « خلق » است كه در لغت به معناي « سرشت و سجيه » آمده است ؛ اعم از سجاياي نيكو و پسنديده ، مانند راستگويي و پاكدامني ، يا سجاياي زشت و ناپسند ، مانند دروغ گويي و آلوده دامني . در عموم كتاب هاي لغوي ، اين واژه با واژه ي « خَلق » هم ريشه شمرده شده است . خُلق زيبا به معناي بهره مندي از سرشت و سجيه اي زيبا و پسنديده و خَلق زيبا به معناي داشتن آفرينش و ظاهري زيبا و اندامي موزون و هماهنگ است . )،سفینه البحارومدینه الحکم والثار، باب الخاء بعداللام ، ص 676)
دانشمندان اخلاق اين واژه را در معاني پرشماري به كار برده اند . رايج ترين معناي اصطلاحي « اخلاق » در ميان انديشمندان اسلامي عبارت است از : « صفات و ويژگي هاي پايدار در نفس كه موجب مي شوند كارهايي متناسب با آن صفات ، به طور خود جوش و بدون نياز به تفكر و تأمل ، از انسان صادر شود .»
ابو علي مِسكَوٌيه ، در تعريف اخلاق مي گويد :
اخلاق حالتی نفسانی است که بدون نیاز به تفکر و تأمل ، آدمی را به سمت انجام کار حرکت می دهد .
اگر این حالت نفسانی به گونه ای باشد که کارهای زیبا و پسندیده از آن صادر شود ، آن را « اخلاق خوب » ( اخلاق فضیلت ) نامند و اگر افعال زشت و ناپسند از آن صادر گردد ، آن را « اخلاق بد » ( اخلاق رذیلت ) گویند .
انواع پژوهش های اخلاقی را نام ببرید؟ ( توصیفی – هنجاری و فرااخلاق )
2 . انواع پژوهش های اخلاقی
2 – 1 . اخلاق توصیفی
اخلاق توصیفی ، همان گونه که از نامش پیدا است ، به توصیف و معرفی اخلاقیات افراد ، گروه ها و جوامع مختلف می پردازد .
2 – 2 . اخلاق هنجاری
این بخش از مطالعات و پژوهش های اخلاقی که « اخلاق دستوری » نیز نامیده شده است ، به بررسی افعال اختیاری انسان و صفات حاصل شده از آنها ، از حیث خوبی یا بدی و بایستگی یا نبایستگی ، می پردازد .
2 – 3 . فرا اخلاق
3 . اخلاق کاربردی را توضیح دهید؟
اخلاق کاربردی یا کاربستی ، عبارت است از کاربرد و تطبیق استدلال ها ، اصول ، ارزش ها و ایده آل های اخلاقی درباره رفتارهای اخلاقی ، اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی ، با توجه ویژه به معضلات و تعارضات اخلاقی ، هدف از این نوع پژوهش نیز ارزش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشی ها و رفتارها است .
3 – 1 . اهمیت و جایگاه اخلاق کاربردی
امام کاظم ( ع ) می فرماید :
لازم ترین دانش برای تو ، دانشی است که تو را به صلاح قلبت راهنمایی کند و فساد آن را برایت آشکار سازد .
مستدرک الوسائلومستبط المسائل،ج12،باب101حدیث13792)
فصل اول اخلاق دانش اندوزی
دلایل اهمیت دانش اندوزی از نظر اسلام را نام ببرید؟
1-اهمیت علم و علم آموزی
از دیدگاه اسلام ، به قدری روشن است که نیازی به توضیح ندارد . نخستین آیاتی که بر پیامبر اکرم نازل شد ، بهترین دلیل بر جایگاه ویژه ی تعلیم و تعلّم در اسلام است : « إقرَأ بِاسْمٍ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ ؛
َخلَقَ اْلإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ؛ إقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ؛ الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ؛ عَلَّمَ الْإِنسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ . »(علق 5-1)
او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان بر انگیخت که آیاتش را بر آنان می خواند و آنان را تزکیه می کند و به آنان کتاب ( قرآن ) و حکمت می آموزد و مسلّماً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند .
هُوَالَّذی بَعَثَ فی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ و یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمهَ. ( جمعه-2)
ضرورت فراگيري علم از ديدگاه اسلام ضرورتي مطلق است ؛ نه قيد افرادي دارد ، نه قيد زماني ، نه قيد مكاني و نه هيچ قيد و محدوديتي ديگر . حديث بسيار مشهور و معروف رسول اعظم ( ص ) كه فرمود : « علم آموزي بر هر مسلماني واجب است » . اصول کافی ج1باب العلم حدیث1
همچنين حديث « اُطلُبوا العلمَ من المَهدِ الي اللَّحد ؛ زگهواره تا گور دانش بجوي » ، محدوديت زماني را براي تحصيل علم از ميان بر مي دارد . بر اساس حديث « دانش را بياموزيد هر چند كه در چين باشد »
2 . دانش اندوزي و پارسايي
در قرآن كريم تصريح شده است كه ثمره ي پارسايي ، بهره مندي از فرقان و قدرت تشخيص حق از باطل است :
« إن تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً » (انفال 29 )آيا اين بدان معناست كه علم اندوزي كافران و بي تقوايان .
توضيح آنكه ، انسان داراي مجموعه اي از نيروهاي متضاد ومتزاحم است كه هر نيرويي ، بي توجه به نيروهاي ديگر، در انديشه ي ارضاي خويش است .
راهي جز ارضاي مساوي و عادلانه ي همه ي نيرو هاي نفساني وجود ندارد . انسان واقعي كسي است كه در ارضاي معقول خواسته هاي همه ي قواي دروني اش بكوشد .
تقوا سبب مي شود فطرت انسان به پاكي و زلالي نخستين خود بازگردد ، تا علاوه بر بهره مندي بيشتر از بينش و بصيرت ، به آساني بتواند بدون دخالت هواهاي نفساني ، حقايق را پذيرفته ، به دانش هاي سودمند و انديشه هاي درست دست يابد .
3 . موانع دست يابي به علم حقيقي
ذهن آدمي ، گاه در اثر چينش نادرست مقدمات يا كوتاهي در انتخاب مواد يقين آور براي استدلال ، دچار خطا مي شود و به نتيجه اي نادرست دست مي يابد . براي پرهيز از اينگونه لغزش ها بايد علم منطق و انواع مغالطات را به درستي آموخت و به درستي به كار گرفت .
3 – 1 . پيروي از حدس و گمان
يكي از لغزشگاه هاي فهم و انديشه ي درست آن است كه انسان اين عادت بد را به ساحت تفكّر عقلاني و علمي نيز سرايت دهد و به جاي پيروي از يقين ، به گمان و حدس بسنده كند . اين امر ، به ويژه در مسائل اساسي و زير بنايي انديشه ي بشر ، مانند اعتقادات ديني ، زيان هايي جبران ناپذير به بار مي آورد ؛ از اين رو ، قرآن كريم به شدت با آن مخالفت ورزيده و مخاطبان خود را از پيروي حدس و گمان بر حذر داشته است .
وچيزي را كه بدان علم نداري،دنبال مكن ؛ زيرا گوش وچشم و قلب،همه مورد پرسش واقع خواهندشد .اسراء 17
3 – 2 . تقليد كوركورانه
به هر روي ، يكي ديگر از موانع تحصيل علم واقعي و داشتن انديشه ي درست ، سپردن مهار تفكر به دست ديگران است .
قرآن كريم در برابر كساني كه پيروي كوركورانه از نياكان را مبناي عمل خود قرار داده اند ، مي فرمايد :
و چون به آنان گفته شود « از آنچه خدا نازل كرده است پيروي كنيد » . مي گويند : « نه ، بلكه از چيزي كه پدران خود را بر آن يافته ايم ، پيروي مي كنيم » . آيا هر چند پدرانشان چيزي را درك نمي كرده و به راه صواب نمي رفته اند ، [باز هم در خور پيروي هستند ؟](بقره 2)
3 – 3 . شتاب زدگي
انسان ، گاه در داوري هاي علمي خود شتاب مي كند ؛ و به صرف فراهم آمدن اطلاعاتي اندك درباره يك موضوع ، به نتيجه گيري مي پردازد و چنان مي پندارد كه به همه ي جوانب مسئله احاطه ي كامل داشته و هيچ نكته اي در پس پرده ي ابهام باقي نمانده است . اين گونه اظهار نظر هاي شتاب زده ، يكي ديگر از لغزشگاه هاي اخلاقي انديشه است .
قرآن كريم در تقبيح شتاب زدگي مي فرمايد :
و انسان ( بر اثر شتابزدگي ) ، بدي ها را طلب مي كند آن گونه كه نيكي هارا مي طلبد ؛ و انسان ، هميشه عجول بوده است .(اسراء17)
از شتابزدگي بپرهيز ؛ زيرا شتاب زدگي در كارها موجب مي شود كه انسان به هدف نرسد و كارش ستوده نباشد .
(عبدالواحدالمدی غررالحکم ودررالکلم ، ج1 )
3- 4 . تمايلات نفساني
هدف از تحصيل علم اين است كه به ميزان توان ، به حقيقت نايل شويم ؛ اما ديدگان انديشه زماني مي توانند به حقيقت روشن شوند كه گَرد و غبار گرايش هاي نفساني بر چهره ي آن ننشسته باشد و از اسارت و بردگي وهم و خيال رهيده باشد :
امير مؤمنان ( ع ) در اين باره مي فرمايد :
هركس عاشق چيزي مي شود ، ديدگانش را كور گردانده و قلبش را رنجور . پس با چشم بيمار مي نگرد و با گوشي كه از شنيدن حقيقت نا شنواست ، مي شنود . خواهش هاي نفساني پرده هاي عقلش را دريده و دوستي دنيا دلش را ميرانده است . (نهج البلاغه ،خطبه 109 )
4 . آداب اخلاق آموختن را نام ببرید؟
پيامبر گرامي اسلام ( ص ) در بخشي از توصيه ي بسيار ارزشمند خود به ابوذر غفاري چنين مي فرمايد :
اي ابوذر ، به درستي كه بدترين مردمان نزد خداوند در روز قيامت عالمي است كه از عملش سودي نبرده است وكسي كه براي جلب توجه مردم به سوي خود دنبال علم باشد ، بوي بهشت را نخواهد چشيد . اي ابوذر ، بوي بهشت به مشام كسي كه براي مردم فريبي در جستجوي علم باشد ، نخواهد رسيد .
4 – 1 . انگيزه الاهي ( اخلاص )
پيامبر اكرم ( ص ) ، در حديث بسيار مشهور و معتبري مي فرمايد :
هر كس خود را چهل روز براي خدا خالص كند ، چشمه هاي حكمت از قلب او بر زبانش جاري خواهد شد .
(بهار الانوار حدیث 10)
نخستين موضوعي كه دانشجو بايد به طور جد به آن توجه كند ، نيّت و انگيزه ي تحصيل است .
پيامبر فرموده اند : « نيت مؤمن بهتر از عمل اوست . » (بهارالنوار حیث 2)
اساس نظام اخلاقي اسلام ، صرف « حُسن فاعلي » ، يعني خوب بودن كار ، براي ارزش گذاري اخلاقي آن كافي نيست ؛ بلكه « حُسن فاعلي » ، يعني نيّت خوب داشتن در انجام آن ، نيز بايد به آن ضميمه شود .
4 – 2 . انتخاب استاد شايسته
اما استاد شايسته كيست و چه شرايطي دارد ؟ پيامبر اكرم ( ص ) در حديثي معلّم و استاد شايسته را كسي مي داند كه شاگردان خود را :
1 . از تكبر به تواضع دعوت مي كند ؛
2 . از حيله گري و چاپلوسي به خلوص و خير خواهي فرا مي خواند ؛
3 . از جهل به علم مي كشاند . (تنبیه الخواطر، ص233)
استاد شايسته كسي است كه با رفتار خود دانشجو را به كسب فضايل ترغيب و از آلودگي به رذايل اخلاقي دور كند. استادي است كه ديدن او انسان را ياد خدا اندازد و سخن گفتنش بر علم دانشجو بيفزايد .
4 – 3 . رعايت اولويت ها
مهم ترين وظيفه ي دانشجويان تحصيل دانش هاي سودمند براي جامعه است . دانش هايي كه در جهت رشد و پيشرفت فراگير جامعه ي اسلامي باشد . بنابراين لازم است در كلاس درس و خارج از كلاس ، همواره در پي فهم مسائل ضروري و مفيد بر آيند و هرگز وقت خود را صرف مسائل غير ضروري نكنند .
امام علي (ع) ، در اين باره به دانشجويان توصيه مي كند كه به دنبال فهم و حل مسائلي باشيد كه دانستن آنها لازم است و جهل در آنها پذيرفتني نيست . ويا مي فرمايد : دانش ها بيشتر از آن اند كه تو بتواني همه ي آنها را بياموزي و بر آنها احاطه يابي ؛ پس بايد گلچين كرده و از هر دانشي بهترين هاي آن را برگزيني . (غرور الحکم و
دررالکلم ج1)
4 – 4 . خوب گوش دادن
يكي از آدابي كه رعايت آن براي هر كسي ، به ويژه دانشجويان لازم است ، هنر خوب گوش دادن به سخنان استاد است . اين موضوع نه تنها ادب شاگرد در برابر استاد را نشان مي دهد ، بلكه راهي است براي بهره مندي بيشتر و بهتر دانشجويان از محضر استادان . امام علي (ع) در اين باره مي فرمايد ، زماني كه نزد دانشمندي نشستي ، پس ، بر شنيدن نسبت به گفتن حريص تر باش و خوب گوش دادن را بياموز همان گونه كه خوب گفتن را مي آموزي و سخن هيچ كس را قطع نكن .(بحارالانوارج2)
شنونده خوب كسي است كه، اولاً ، در سخنان گوينده خوب دقت كند و به تعبير ديگر ، براي « ادراك » آمادگي كافي را داشته باشد ؛ ثانياً ، شكيبا و بردبار بوده و احساس خستگي نكند ؛ ثالثاً ، بتواند ميان نكات اصلي گفتار گوينده و شاخ و برگ هاي ان تفكيك نمايد ، مثلاً مناقشه در مثال نكند و به لُبّ سخن توجه كند .
4 – 5 . پرسش و پرسشگري
پرسش و پرسشگري اگر براي كشف حقيقت و فهم واقعيت باشد ، نه تنها از فضايل اخلاقي است ، كه در پاره اي اوقات از نظر شرعي و فقهي نيز واجب است . كسي كه مسائل شرعي خود را نمي داند ، يادگيري آنها بر او واجب است و اگر راه فهم حكمي در پرسش از كسي باشد ، پرسيدن واجب خواهد شد .
ام علي (ع) در پاسخ پرسشگري كه براي اظهار فضل يا مچ گيري سؤال كرد ، فرمود :
براي دانستن بپرس نه براي آزردن ، كه نادان ِ آموزنده همانند داناست و دانايِ برون از راه انصاف ، همانند نادان ِ پر چون و چراست . (نهج البلاغه حکمت 320)
4 – 6 . ضبط و نگارش مطالب
در صدر اسلام كه مسلمانان هنوز به اهميت نگارش واقف نبودند ، پيامبر اكرم (ص) با بيان هاي مختلف ، آنان را به اين كار تشويق كرده و مي فرمود : « علم را در زنجير كنيد . » و در پاسخ اين پرسش كه « زنجير كردن علم چگونه است ؟ » مي فرمودند : « نگارش آن . »( بحار الانوارحدیث 35)
امام صادق (ع) نيز در اين باره مي فرمايد : دانش را بنگاريد ، چرا كه شما بدون نگارش نمي توانيدآن را حفظ كنيد.
كتاب هاي خود را نگهداري كنيد ؛ چرا كه در آينده به آنها نياز خواهيد داشت .
4 – 7 . تواضع در برابر استاد
امام زين العابدين (ع) در رساله حقوق درباره حقوق معلم و استاد مي فرمايد :
حق كسي كه به تو علم مي آموزد اين است كه او را بزرگ بداري و احترام مجلسش را نگهداري و به نيكويي به سخنانش گوش فرا دهي و به او رو آوري و در نزد غاو با صداي بلند سخن نگويي و اگر كسي از او سؤالي پرسيد ، در جواب دادن به آن بر او پيشي نگيري ؛ و در محضر او با ديگران سخن نگويي و در نزد او از ديگران غيبت نكني....
(بحار الانوار حدیث 6)
5 . خود شناسي
تقسيم علم از حيث ، به ديني و غير ديني ، تقسيمي نادرست است . حقيقت آن است كه همه ي دانش هايي كه در خدمت اسلام و مسلمانان باشند و به رشد و پيشرفت علمي و ديني و فرهنگي جامعه ي اسلامي كمك كنند ، علوم ديني به شمار آمده و اسلام بر فراگيري آنها تأكيد كرده است و در صورتي كه همين انگيزه تحصيل شده و تعليم داده شوند ، دانشجويان و عالمان و انديشمندان آنها نيز از همان احترام و قداستي برخوردارند . آنچه مهم است خلوص نيت و الاهي بودن انگيزه ي تحصيل است .(مرتضی مطهری ده گفتار،فریضه علم ص172و173)
« هيچ دانشي چون خود شناسي نيست . » .(میزان الحکمه حدیث 11898)
« برترين دانش ها ، خود شناسي است . » (میزان الحکمه حدیث 11900)
« غايت دانش ، خود شناسي است . ».میزان الحکمه حدیث 11902)
« خود شناسي ، سود مندترين دانش هاست . »(میزان الحکمه حدیث 11913)
فصل سوم اخلاق نقد(شیوهای اخلاقی مواجهه با اندیشه ها) 1. اهمیت و جایگاه
یکی از مهم ترین نشانه های شکوفایی علم و اندیشه در یک جامعه و همچنین از علائم رشد و بالندگی و پویایی یک ملت، رونق مباحثات علمی، تضارب آرا و تبادل افکار است.
باید توجه داشت که آزادی اندیشه هرگز به معنای آزادی هتاکی و پرده دری و بازیچه گرفتن دین و فرهنگ و هویت یک ملت نیست. آزادی به معنای آزادی مطلق نیست. آزادی مطلق، امری خود ستیز و خود متناقض است.
اخلاق، حاکم بر آزادی است و آزادی در صورتی عاقلانه و ثمربخش خواهد بود که در چهارچوبه ی اخلاق باشد. 2. معنا شناسی را توضیح دهید؟
« نقد، کوششی است برای یافتن و شناختن و دوست داشتن و توصیه کردنِ همه ی نکته های خوبی که در جهان اندیشیده و نوشته شده اند، و نه بهترین آنها». «نقّاد راستین باید به خوبی ها و نه نارسایی ها بپردازد و زیبایی های نهفته ی یک نویسنده را کشف کند و چیزهایی را که دیدن را سزاوارند، به جهان عرضه دارد.»
در مقابل، برخی دیگر بر این باورند که نقد و انتقاد، صرفاً یا دست کم در معنای رایج و شایع آن به معنای عیب جویی و خرده گیری است. به نظر می رسد نقد و انتقاد به معنای « ارزیابی منصفانه ی یک چیز» است و برای این ارزیابی، در بسیاری از موارد لازم است در کنار بیان نقاط ضعف، نقاط قوت را نیز یادآور شد. 3. ضرورت نقد
آزادی نقد، به شرط رعایت آداب اخلاقی آن، در یک جامعه هیچ ضرری را در پی نخواهد داشت. امام صادق (ع)، در حدیث مشهوری می فرمایند: بهترین دوستان در نزد من کسانی اند که عیوب و نواقص من را به من هدیه دهند.(محمد رضا حکیمی ،الحیاه ج1ص196)
امام علی (ع) فرموده اند:
کسی که عیب تو را به تو بنمایاند، تو را خیرخواهی کرده است.(معرفت شناسی دینی )
از امام حسین (ع) نقل است که فرمود:
کسی که تو را دوست بدارد، تو را [از انجام زشتی ها و بدی ها] نهی می کند و کسی که تو را دشمن بدارد، تو را می فریبد [یعنی با عدم تذکر زشتی ها و کارهای ناپسند تو، موجب فریب و گمراهی ات می شود]. 4. شرایط اخلاقی نقد را ذکر نمایید؟
4-1. فهم سخن و تبحر در موضوع
علی (ع) در نامه ی خود به فرزندش چنین می فرماید:
پس اگر دانستن چیزی... برتو دشوار گردد، آن دشواری را از نادانی خود به حساب آر! چه تو نخست که آفریده شدی نادان بودی سپس دانا گردیدی؛ و چه بسیار است آنچه نمی دانی و در حکم آن سرگردانی، و بینشت در آن راه نمی یابد، سپس آن را نیک می بینی و می دانی.(نهج البلاغه ترجمه سیدجعفرشهیدی ،نامه 31ص299)
4-2. کنار نهادن حب و بغض
یکی از مهم ترین موضوعاتی که رعایت آن شرط اصلی فهم سخن گوینده یا نویسنده و همچنین شرط اصلی درک حقیقت یک گفتار یا رفتار است، کنار نهادن حب و بغض هاست.
4-3. پرهیز از نقد متقابل
یکی دیگر از آفت های اخلاقی بزرگ در عرصه ی نقد و نقادی این است که بسیاری از افراد در پاسخ نقدهای ناقدان، بدون آنکه به پاسخگویی نقدها بپردازند، به بررسی آثار ناقد و مطالعه ی سرگذشت و تاریخ زندگی ناقد پرداخته، می کوشند به گونه ای از لابلای اندیشه ها و اعمال خودش بی عملی ها و نادرستی هایی را استخراج کنند و آنها را به رخ ناقد بکشند.
4-1. نقد انگیخته به جای انگیزه: به گفته بنگر نه به گوینده
یکی دیگر از بزرگ ترین آفت های اخلاقی در عرصه ی نقد، خلط انگیزه و انگیخته است.(معرفت شناسی دینی ،ص 23و24 کسی که مورد نقد قرار می گیرد، به جای پرداختن به پاسخ نقدهای ناقد، به کالبدشکافی نیت و انگیزه ی او اقدام می کند. انگیزه خوانی یکی از مغالطاتی است که در بسیاری از گفتگوها و مشاجرات سیاسی، اجتماعی و حتی علمی روا دارد.
امیر مؤمنان به ما توصیه می کند که:
حکمت را از هرکسی که آن را بیان می کند، بگیر؛ و به گفته بنگر و به گوینده منگر.(عبدالواحدالامدی ،غررالحکم ودررالکلم ج1 فصل 30 )
حکمت گمشده مؤمن است. پس آن را فراگیر هرچند از منافقان باشد. (نهج البلاغه ترجمه جعفرشهید،حکمت 80 ص 373 )
4-5. تفکیک اندیشه و رفتار از فرد
هم ناقد و هم کسی که در مورد انتقاد قرار می گیرد باید به این مهم توجه داشته باشند که نقد را از ساحت نقد اندیشه و کردار، به نقد صاحب اندیشه و کردار نکشانند. نقد یک سخن، نشان دهنده ی اهمیت آن اندیشه یا رفتار برای ناقد است.
3-6. لزوم بردباری و نقد پذیری
هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.(فصلت 41،34)
4-7. یکی از شیوه های نادرست و خلاف اخلاق در نقد، برچسب زدن و انگ زدن به صاحبان اندیشه و یا به ناقدان است. افراد به جای نقد اندیشه ها و بیان نقاط ضعفِ دلایل و مستندات یک فکر برچسب هایی از قبیل ارتجاعی، قشری، غربی، غرب زده، علم زده، عوام زده، لیبرال، فاشیست، مستبد، انحصارطلب، ملی گرا، کهنه گرا، ارسطویی، قرون وسطایی و امثال آن به کار می برند.
4-8. آغاز کردن از خود
ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید.(صف 61)
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:
خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیب گویی دیگران باز داشته است.(مستدرک الوسایل ،ج2 ص378)
امام علی (ع) فرموده اند:
بزرگ ترین عیب آن است که چیزی را زشت انگاری که خود به همانند آن گرفتاری.(نهج البلاغه ترجمه سیدجعفرشهیدی ،حکمت 353ص423)
فصل چهارم اخلاق معیشت 1. اهمیت و جایگاه
مسئله معیشت و مسائل مرتبط با آن، یکی از مهم ترین و پایدارترین مسائل بشری است. هیچ کسی نیست که به نوعی دغدغه ی معیشت را نداشته باشد. این مسئله، مخصوصاً برای قشر جوان جامعه یکی از اساسی ترین مسائل است. داشتن شغلی آبرومند و درآمدی مناسب، شرایط لازم داشتن یک زندگی خوب و موفق است. بیکاران، هرچند از نظر اقتصادی نیازمند نباشند، باز هم انسان هایی موفق تلقی نمی شوند. با کار و تلاش است که زندگی انسانی شکوفا می شود و در سایه ی کار و تلاش است که سعادت دنیا و آخرت فرد و جامعه تأمین می گردد.
به علاوه « کار » یک وظیفه و مسئولیت اجتماعی هم هست. اگر ما شخصاً، هیچ احتیاجی نداشته باشیم. باز هم وظیفه ی اجتماعی و مسئولیت اخلاقی ما اقتضا می کند که بیکار نمانیم.
پیامبر اکرم (ص) در حدیثی می فرماید:
عبادت و پرستش خداوند هفتاد جزء دارد که بالاترین و برترین جزء آن، طلب روزی حلال است.(باب الحث علی الطلب والتعرض للرزق ،حدیث 5)
امام باقر (ع) درباره کار می فرماید:
کسی که برای بی نیازی از مردم و رفاه خانواده و کمک به همسایگانش در طلب روزی حلال باشد، در روز قیامت خداوند را در حالی ملاقات می کند که چهره اش مانند ماه شب چهارده می درخشد. (باب الحث علی الطلب والتعرض للرزق ، حدیث 5 )
پیامبر گرامی اسلام می فرماید:
کسی که بار زندگی خود را بر دوش مردم بیندازد ملعون است.(بحارالنوار،ج77باب7 ص142 ،حدیث 1 )
امام باقر (ع) مي فرمايد:
حضرت موسي از خداوند سؤال كرد: خدايا مغضوب ترين بندگان در نزد تو چه كساني هستند؟ خداوند در پاسخ فرمود: كساني كه شب تا صبح همچون جسد مرده اي مي خوابند و روز خود را به بطالت و بيكاري مي گذرانند.(سفینه البحارومدینه الحکم والاثار،ج8 ص368 ،ذم کثره النوم ) 2. كار در سيره ي اولياي دين
همه ي پيامبران و امامان براي تأمين مخارج زندگي خود و خانواده شان كار مي كردند. هيچ يك از آنان به رغم وجود كساني كه حاضر بودند با افتخار براي آنان و به جاي آنان كار كنند و با وجود امكانات و داشتن منابع مالي لازم، خود را از كار و تلاش بي نياز نمي ديدند. 3. نقش نيت در ارزشمندي كار
يكي از مهم ترين اركان ارزشمندي كارهاي اختياري انسان، نيّت و انگيزه ي فرد از انجام آن است. كار و تلاش براي تأمين مخارج روزمره ي زندگي نيز از اين امر مستثنا نيست. آن همه ارزشي كه در اسلام براي كار ذكر شده است، همگي مبتني بر داشتن نيت و انگيزه ي خوب است. اگر انگيزه الاهي و خدايي باشد، كار آنان از ارزش اخلاقي برخوردار خواهد بود، وگرنه داراي ارزش معنوي و اخروي نخواهد بود. 4. رابطه ي اخلاق و معيشت
در روايات متعددي اخلاق نيكو به عنوان يكي از عوامل گشايش در رزق و روزي و اخلاق بد به عنوان يكي از عوامل تنگدستي و فقر معرفي شده است. پيامبر اكرم در سفارش خود به صحابي گرانقدرش ابوذر غفاري، به اين مطلب اشاره كرده و مي فرمايد:
اي ابوذر، به درستي كه انسان گاهي به دليل انجام گناه، از روزي خود محروم مي شود.
گنج هاي رزق در اخلاق خوب نهفته است.
اخلاق نيكو، موجب زيادت در روزي مي شود.
اولاً، بايد توجه داشت كه « رزق » در اينجا معنايي عام و گسترده دارد؛ يعني منحصر در رزق متعارف از قبيل خوراك و پوشاك و مسكن و مركب و امثال آن نيست؛ بلكه شامل رزق هاي معنوي و اخروي نيز مي شود. به يك تعبير، همه ي نعمت هاي الهي كه به گونه اي در اختيار انسان قرار گرفته اند « رزق » به شمار مي آيند.
ثانياً، در جاي خود به اثبات رسيده است كه، در اين جهان هيچ پديده اي بدون علت رخ نمي دهد. بنابراين، مصيبت ها و محروميت ها و گرفتاري ها نيز بدون علت نيستند. مي دانيم كه خداوند نيز خير محض است و جز اراده ي خير از او سر نمي زند. 5. نقش كار در تربيت و بهداشت رواني
همان طور كه پيش تر اشاره كرديم، يكي از مهم ترين عوامل سازنده ي شخصيت انسان، كار است. رابطه ي ميان كار و شخصيت انسان، رابطه اي دو طرفه است؛ امير مؤمنان در سخني بسيار حكيمانه مي فرمايد:
اگر تو نفس خود را به كاري مشغول نسازي او تو را مشغول خواهد كرد.(اعراف 96 )
پاستور: « بهداشت رواني انسان در لابراتوار و كتابخانه است.» ولتر، يكي از فيلسوفان عصر روشنگري مي گفت: « هر وقت احساس مي كنم كه درد و رنج بيماري مي خواهد مرا از پاي درآورد به كار پناه مي برم.» پاسكال مي گفت: « مصدر كليه ي مفاسد فكري و اخلاقي، بيكاري است.» 6. كار و احساس شخصيت
در يك رباعي منسوب به امير مؤمنان (ع) چنين مي خوانيم:
« هر آينه كه نقل و انتقال سنگ هاي سنگين از بالاي كوه ها براي من دوست داشتني تر از منت كشيدن از ديگران است. مردم به من مي گويند كه كسب و كار براي تو ننگ است، در حالي كه ننگ و خواري در درخواست از مردم است.»
زراره، از ياران بزرگ امام صادق (ع) مي گويد:
شخصي به محضر امام صادق (ع) آمد و عرض كرد: «من مردي فقير و تنگدست هستم كه نه مي توانم كار دستي انجام دهم و نه فن تجارت را مي دانم.» امام صادق (ع) در پاسخ او فرمود: « كار كن؛ با سرت باربري كن و خود را از مردم بي نياز گردان.»(محمد بن یعقوب کلینی ،الفروع من الکافی ،ج 5 )
فصل پنجم اخلاق معاشرت 1. اهميت و جايگاه
در طول تاريخ همواره گروه هايي بوده و هنوز هم در گوشه و كنار جهان هستند كه از معاشرت با ديگران پرهيز داشته و زندگي در انزوا و خلوت را ترجيح داده اند و براي اين كار خود نيز دلايلي داشته و دارند. براي نمونه، اجتماع و زندگي اجتماعي با ديگران را زمينه ساز گناه و انحراف مي دانند؛ شهر و اجتماع را جايگاه پري رويان و سيه چشماني مي دانند كه مشاهده و معاشرت با ديگران را زمينه ساز بسياري از رذايل اخلاقي از قبيل ريا، سُمعه، حسد، غيبت، حرص و تكبر و امثال آن مي دانند.
با اين وجود، حقيقت آن است كه معاشرت و ارتباط سازنده با ديگران، يكي از مهم ترين و اصلي ترين نيازهاي روحي و رواني آدميان است؛ تا جايي كه به عقيده ي بسياري از فيلسوفان، آدميان مدني بالطبع اند؛ يعني ذات و فطرت آدمي به گونه اي است كه حتماً بايد زندگي اجتماعي داشته باشد و در اجتماع زيست كند. همان طور كه برخي از نويسندگان گفته اند، شايد اطلاق كلمه «انسان» در زبان فارسي و عربي، به اين موجود، به دليل نيازمندي او به انس و الفت با ديگران باشد. هر ديدگاهي كه درباره علت زيست اجتماعي انسان داشته باشيم، مسلّم است كه هيچ انساني در شرايط عادي، به تنهايي توانايي بقا و ادامه ي حيات ندارد. در اجتماع است كه مي تواند باقي بماند و در اجتماع است كه مي تواند كيفيت زندگي خود را ترقي دهد.
نكته ي ديگري كه اهميت و جايگاه ويژه ي معاشرت را در اخلاق نشان مي دهد، اين است كه بسياري از فضايل و رذايل اخلاقي، در ظرف معاشرت ظهور مي يابند. ظرف ظهور فضايلي مانند عدالت، انصاف، احسان، ايثار، انفاق، صدقه، تواضع، امانت، صداقت، صراحت، عفت، حجاب و امثال آن، زندگي اجتماعي و معاشرت با ديگران است. همچنين رذايلي مانند ظلم، حق كشي، خودخواهي، تكبر، خيانت، دروغ، بي حيايي، رشوه، بي بند و باري، غيبت، حسادت و امثال آن نيز در ظرف اجتماع ارتباط با ديگران است كه خود را نشان مي دهند. تعليم و تعلّم با آن جايگاه ارزشي والا در اسلام، بدون زندگي اجتماعي و معاشرت با ديگران امكان تحقق ندارد.
بنابراين، معاشرت با مردم و تحمل بدرفتاري ها و نامردي هاي آنان يكي از راه هاي رشد و دستيابي به مقامات معنوي است.
معاشرت به طور مطلق و با همه ي انسان ها، نه قابل توصيه است و نه قابل تحذير. معاشرت، به خودي خود، داراي مطلوبيت نيست، يعني مطلوبيت ذاتي ندارد؛ بلكه خوبي يا بدي آن وابسته به هدف از معاشرت با ديگران و نوع تأثير آن در كمال مطلوب انسان است. 2. انواع معاشرت را نام ببرید؟
2-1. معاشرت هاي انساني
منظور ما از «معاشرت هاي انساني» برخوردهايي است كه با ديگران، به عنوان يك انسان و همنوع، داريم. هر كسي به عنوان عضوي از خانواده ي انساني در قبال ساير انسان ها و همنوعان، وظايف و مسئوليت هاي اخلاقي خاصي بر عهده دارد.
2-2. معاشرت هاي آييني
معاشرت و روابطي كه هر فرد با ساير همكيشان و هم مسلكان خود دارد را «معاشرت آييني» يا ديني مي نامند. پيامبر اكرم (ص) فرمود: « كسي كه فرياد استمداد برادر مسلماني را بشنود، ولي به ياري او نشتابد، مسلمان نيست.» و اين نشان دهنده ي وظيفه ي سنگين امت اسلامي در قبال برادران ديني خود است.
2-3. معاشرت شهروندي
هر كدام از ما با ساير شهروندان داراي روابط خاصي هستيم كه با غير شهروندان چنان روابطي را نداريم.
در روايت آمده است كسي كه سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد، مسلمان نيست. سفارش امير مؤمنان (ع) درباره همسايگان، در آخرين لحظات عمر شريفشان، نشان دهنده ي وظيفه ي ما نسبت به همسايگان است:
وخدا را! خدا را! همسايگان را بپاييد كه سفارش شده ي پيامبر شمايند، پيوسته درباره آنان سفارش مي فرمود چندان كه گمان برديم براي آنان ارثي معين خواهد نمود.(نهج البلاغه ترجمه سید جعفرشهیدی،نامه 47 ،ص321
2-4. معاشرت هاي دوستانه
هر يك از ما از ميان همنوعان، همشهريان يا همكيشان خود، كساني را بر مي گزينيم و با آنان روابط صميمانه تري را برقرار مي سازيم. همين موضوع وظايف اخلاقي خاصي بر عهده ما مي گذارد.
2-5. معاشرت هاي خانوادگي
هر يك از ما پدر و مادري خاص و عضوي از يك خانواده ي خاص هستيم. ما در برابر والدين خود وظايف ويژه اي بر عهده داريم. احترام والدين، روابط همسران، چگونگي تربيت فرزند، صله ي رحم، ده ها مسئله ي خرد و كلان ديگر، همگي مربوط به اين گونه از معاشرت مي شود. معيار معاشرت
هرچه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند. در بخشي از نامه ي امير مؤمنان (ع) به فرزندش چنين آمده است:
پسرم! خود را ميان خويش و ديگري ميزاني بشمار، پس آنچه براي خود دوست مي داري براي جز خود دوست بدار، و آنچه تو را خوش نيايد براي او ناخوش بشمار، و ستم مكن چنانكه دوست نداري بر تو ستم رود، و نيكي كن چنانكه دوست مي داري به تو نيكي كنند. آنچه از جز خود زشت مي داري براي خود زشت بدان، و از مردم براي خود آن را بپسند كه از خود مي پسندي در حق آنان، و مگوي به ديگران آنچه خوش نداري شنيدن آن، و مگو آنچه را نداني، هرچند اندك بود آنچه مي داني، و مگو آنچه را دوست نداري به تو گويند. (نهج البلاغه ،ترجمه سید جعفرشهیدی ،نامه 31،ص301)
اين قانون در حقيقت معيار و ملاكي كلي و عام براي اخلاق اجتماعي و نحوه ي معاشرت با ديگران است.
بهترين راه فهم توقع ديگران از ما اين است كه ما خود را جاي آنان بگذاريم و تصور كنيم كه اگر ما به جاي آنان بوديم چه توقعي از طرف مقابل خود داشتيم. 4. اهتمام به امور مردم
توصيه ي اكيد اسلام اين است كه هر مسلماني همواره بايد دغدغه ي ساير انسان ها را داشته و نسبت به هدايت و ارشاد آنان احساس مسئوليت كند. سفارش امير مؤمنان به فرزندانش، در ساعات آخر عمر شريفشان اين است كه «كونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً؛ با ستمكار در پيكار باشيد و ستمديده را يار.» مسلمان هرگز نبايد در برابر زشتي ها و حق كشي ها، هرچند نسبت به غير مسلمان، آرام نشيند. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: مردمان همگي، عيال خداوندند، پس محبوب ترين افراد در نزد خداوند، نيكوترينشان نسبت به عيال خداوند است.(تاریخ یعقوبی ،ج2،ص105)
برخي از نويسندگان در اين باره گفته اند: « بشردوستي عبارت است از در نظر گرفتن حقوق مردم و سعي در رفاه حال آنان.»(هدفیلد،روانشناسی واخلاق ،ترجمه علی پریور.
امام علي بن موسي الرضا (ع) در اين باره مي فرمايد:
خداوند را در روي زمين بندگاني است كه در برآورده ساختن نيازهاي مردم تلاش مي كنند. اينان روز قيامت در امان اند؛ هر كسي كه مؤمني را شاد سازد، خداوند در روز قيامت دل او را شاد مي كند.(محمدبن یعقوب کلینی ،الصول من الکافی ،ج2 )
از صاحب فصول، پرسيدند: اگر بداني چند ساعت ديگر به مرگت مانده است، در اين چند ساعت چه مي كني؟ او گفت: روي سكوي در خانه ام مي نشينم تا نيازهاي مردم را برآورده سازم. شايد كسي بيايد و از من چيزي بخواهد و نيازي داشته باشد؛ گرچه آن نياز استخاره باشد. 5. اصلاح ميان مردم
...پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد؛ و خصومت هايي را كه در ميان شماست، آشتي دهيد؛ و خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد؛ اگر ايمان داريد.
مؤمنان برادر يكديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتي دهيد و تقواي الهي پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد.
يكي از بهترين و مطلوب ترين اخلاقيات اجتماعي، « اصلاح ذات بين» است. در زندگي اجتماعي همواره ممكن است كدورت ها و ناراحتي هايي ميان افراد پديد آيد. امير مؤمنان در وصيت نامه ي خود، به امام حسين (ع) و ساير فرزندان خود و همه شيعيان چنين سفارش مي كنند:
شما و همه ي فرزندانم و كسانم و آن را كه نامه ي من بدو رسد، سفارش مي كنم به ترس از خدا و آراستن كارها و آشتي دادن يكديگر، كه من از جدّ شما شنيدم كه مي گفت: « آشتي دادن ميان مردمان بهتر است، از نماز و روزه ي ساليان.»(نهج البلاغه ،ترجمه سیدجعفرشهیدی ،نامه 47 ص 321 ) 6. نظارت اجتماعي: امر به معروف و نهي از منكر
از بهترين جلوه هاي اخلاق اجتماعي در اسلام، «امر به معروف» و «نهي از منكر» است. (دانشنامه امام علی (ع)،ج6 )هرچه براي خود مي پسندي براي ديگران نيز بپسند.
مردان و زنان با ايمان، ولي (و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف و نهي از منكر مي كنند؛ نماز را برپا مي دارند و زكات را مي پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مي كنند؛ به زودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مي دهد؛ خداوند توانا و حكيم است.(توبه 9:71)
لازمه ي ايمان حقيقي، داشتن رابطه ي دوستي با ديگر مؤمنان و داشتن دغدغه ي سرنوشت آنان است و لازمه ي علاقه به يكديگر، ارشاد يكديگر به خوبي ها و انتقاد از بدي ها و زشتي هاست.
امر به معروف و نهي از منكر، بهترين و زيباترين نشانه ي اهتمام به امور خلق و توجه به مسائل مسلمانان است. امر به معروف و نهي از منكر، يعني در برابر ديگران احساس مسئوليت كردن؛ دغدغه ي هدايت و ارشاد ديگران را داشتن؛ يعني هنگامي كه مي بينيم ديگران در حال افتادن در چاه ضلالت و شقاوت اند، ساكت و خاموش ننشينيم. امر به معروف و نهي از منكر، يعني احساس مسئوليت در برابر حقيقت. حضرت لقمان به فرزندش مي فرمايد:
پسرم! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن و در برابر مصايبي كه به تو مي رسد شكيبا باش كه اين از كارهاي مهم است.(لقمان (31:17)
علت برتري امت اسلامي بر ساير امت ها، عمل به همين فريضه دانسته شده است: « كنتم خيرَ امةٍ اُخرِجَت للناسِ تَأمُروُن بالمعروُفِ و تَنهون عن المنكر و تُؤمِنون باللّه». همچنين يكي از نشانه هاي برتري فردي نسبت به فردي ديگر، همين موضوع است. پيامبر اكرم (ص) در حال سخنراني بود كه كسي از ايشان پرسيد: « يا رسول اللّه، بهترين مردم چه كسي است؟» آن حضرت در پاسخ فرمودند: « كسي كه از همه بيش تر امر به معروف و نهي از منكر مي كند و كسي كه از همه بيش تر تقواي خداوند را دارد و نسبت به مشيت او راضي تر از ديگران است.»
اهميت امر به معروف و نهي از منكر در اسلام، به دليل نقش پايه اي و اساسي آن در تحقق ساير احكام و دستورات ديني است. اجراي آن، تحقق دين را در پي دارد و ترك آن، فراموشي و كم رنگي دين و آموزه هاي ديني را. امام محمد باقر (ع) در اين باره مي فرمايد:
به درستي كه امر به معروف و نهي ا ز منكر، راه پيامبران و شيوه ي صالحان است. وظيفه ي واجبي است كه به وسيله آن ساير واجبات برپا مي شوند، راه ها امنيت پيدا مي كنند و درآمدها حلال مي شوند و مظالم (حقوقي كه به ظلم گرفته شده اند) بازگردانده مي شوند و زمين آباد مي گردد و از دشمنان انتقام گرفته مي شود و كارها رو به راه مي گردد.
علي بن ابيطالب (ع) درباره جايگاه ويژه ي امر به معروف و نهي از منكر در ميان ساير احكام و دستورات ديني مي فرمايد:
و همه كارهاي نيك و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهي از منكر، چون قطره اي است در برابر درياي مواج پهناور... و برتر از همه اينها سخن عدلي است كه پيش روي حاكمي ستمكار گويند.(نهج البلاغه ،ترجمه سیدجعفرشهیدی،حکمت 374،ص429 )
6-1. وظيفه اي عمومي
امر به معروف و نهي از منكر، بر خلاف برخي ديگر از احكام ديني و اخلاقي، وظايفي عام هستند. اين دو وظيفه ي عمومي از جهات مختلف عموميت دارند.(دا نش نامه امام علی ج6،267 )
اولاً، همه مسلمانان، از زن و مرد و كوچك و بزرگ، مشمول اين حكم هستند؛ يعني اين وظيفه مربوط به فرد يا گروه خاصي نيست.
ثانياً، اين حكم در همه ي زمان ها قابل اجراست. توضيح آنكه با توجه به مراتب و مراحل مختلفي كه امر به معروف و نهي از منكر دارد، يعني مرحله قلبي، گفتاري و عملي، روشن است كه هيچ قدرتي در هيچ زماني نمي تواند از امر به معروف و نهي از منكر قلبي جلوگيري كند.
ثالثاً، نسبت به همه ي افراد نيز قابل اجراست؛ يعني امر به خوبي ها و نهي از بدي ها، صرفاً متوجه فرد يا افراد خاصي نيست؛ بلكه همه ي افراد جامعه را به يكسان در بر مي گيرد.
6-2. شرايط امر به معروف و نهي از منكر را نام ببرید؟
يكي از مهم ترين و روشن ترين شرايط امر به معروف و نهي از منكر «شناخت معروف و منكر» است. كسي كه معروف و منكر را نشناسد نمي تواند به معروف امر و از منكر نهي نمايد.
دومين شرط امر به معروف و نهي از منكر، «احتمال تأثير» است. يكي ديگر از شرايط امر به معروف و نهي از منكر، اصرار بر انجام منكرات و ناديده گرفتن معروف هاست.
6-3. مراتب امر به معروف و نهي از منكر را نام ببرید؟
براي امر به معروف و نهي از منكر، سه مرتبه و مرحله ذكر شده است: مرتبه ي قلبي، زباني و عملي . منظور از «مرتبه ي قلبي» اين است كه انسان در درون خويش از منكر نفرت داشته و معروف را دوست بدارد. امير مؤمنان درباره ي اين مرتبه ي از امر به معروف و نهي از منكر سرگذشت قوم ثمود را بازگو كرده و مي فرمايد:
مردم! خشنودي و خشم [از چيزي] همگان را [در پيامد آن] شريك سازد [و كيفر و پاداش آنچه بدان راضي شده اند به آنان بپردازند] چنان كه ماده شتر ثمود را يك تن پي نمود و خدا همه ي آنان را عذاب فرمود؛ چرا [كه گرد اعتراض نگرديدند و] همگي آن كار را پسنديدند.(نهج البلاغه ،خطبه 201 )
منظور از «مرتبه ي زباني» اين است كه به هنگام مشاهده ي منكر، صرفاً نبايد به ناخشنودي قلبي و دروني بسنده شود، بلكه بايد اين ناخشنودي خود را به زبان نيز آورده، اعتراض خود را به گوش فرد برسانيم.
و بالاخره بايد توجه داشت كه اين مرتبه نيز مرتبه اي ايده آل و نهايي نيست؛ براي امر به معروف و نهي از منكر بايد دست به عمل بزنيم؛ يعني اگر مراتب و مراحل قبلي ناكافي و ناكارآمد بود، بايد دست به اقدام زده، عملاً براي برچيده شدن منكر و تحقق معروف وارد ميدان شويم. حتي اگر لازم باشد جان خود و عزيزان خود را نيز در راه تحقق معروف و برچيده شدن منكر فدا كنيم.
6-3. راه هاي اجراي امر به معروف و نهي از منكر
اين سه مرحله ي امر به معروف و نهي از منكر به ويژه ي مرحله ي دوم و سوم، يعني مرحله ي امر و نهي زباني و عملي به دو صورت قابل اعمال هستند: نخست به شكل مبارزه ي «ايجابي» و مثبت و دوم در قالب مبارزه ي «سلبي» يا منفي. مبارزه ي مثبت به اين صورت است كه با قاطعيت و جديت تمام در برابر آن ايستاده و در حد توانايي خويش از وقوع يا تكرار آن جلوگيري كنيم. خداوند به پيامبرش دستور مي دهد كه:
اگر تو را نافرماني كنند بگو؛ من از آنچه شما انجام مي دهيد بيزارم.(شعراء26 :216
حضرت امام خميني (ره) در اين باره مي فرمايد:
در باب امر به معروف و نهي از منكر، يكي از مهمات همين رفق نمودن و مدارا كردن است. ممكن است اگر انسان مرتكب معصيت يا تارك واجبي را با شدت و عنف بخواهد جلوگيري كند، كارش از معصيت كوچك به معاصي بزرگ يا به رده [= ارتداد و خروج از دين] و كفر منتهي شود؛ در ذائقه ي انسان، امر و نهي تلخ و ناگوار است و غضب و عصبيت را تحريك مي كند. آمر به معروف و ناهي از منكر بايد اين تلخي و ناگواري را با شيريني بيان و رفق و مدارا و حسن خلق ، جبران كند تا كلامش اثر كند و دل سخت معصيت كار را نرم و رام نمايد.(شرح حدیث جنود وجهل ،ص317 7. آسيب شناسي معاشرت با ديگران
7-1. دخالت در امور خصوصي
امر به معروف و نهي از منكر يكي از وظايف شهروندي و اجتماعي مسلمانان است. این فريضه مربوط به حيات اجتماعي است و نه زندگي خصوصي و فردي؛ بنابراين بايد از كشاندن آن به حريم خصوصي افراد به شدت پرهيز كرد. نهايت جهل است كه براي امر به معروف و نهي از منكر، خود مرتكب منكر شده و معروف را بازگذاريم. علي (ع) در توصيه ي خود به مالك اشتر درباره كاركنان و مديران مي گويد:
بر كارهاي آنان مراقبت دار و جاسوسي راستگو و وفا پيشه بر ايشان بگمار كه مراقبت نهائي تو در كارهايشان، وادار كننده ي آنهاست به رعايت امانت، و مهرباني است بر رعيت.
7-2. شايعه پراكني
پيامبر اكرم (ص) در توصيه ي خود به ابوذر غفاري مي فرمايد:
اي ابوذر، براي دروغگو بودن فرد همين بس كه هرچه را مي شنود بازگو نمايد.(بحارالانوار حدیث 3)
7-3. سوءاستفاده از ديگران
هرگز نبايد معاشرت با ديگران را به عنوان پلي براي رسيدن به مطامع و خواسته هاي شخصي خود قرار دهيم. امير مؤمنان (ع) در سفارش خود به امام حسن (ع) به اين نكته ي مهم اشاره مي كند كه هرگز نبايد به اعتماد دوستي با كسي، حق او را ضايع كرد:
و حق برادرت را به اعتماد دوستي كه با او داري ضايع مگردان؛ زيرا كسي كه حق او را ضايع كني ديگر برادر تو نخواهد بود.(نهج البلاغه نامه 31 ،ص306)
يكي از مهم ترين شرايط پايداري دوستي و معاشرت با ديگران، رعايت انصاف در حق آنان است. در اين زمينه، روايات فراواني در كتاب هاي روايي و اخلاقي ما وجود دارد.(دوستی در قرآن وحدیث ،ترجمه سیدحسن اسلامی ،
ص84و65 ) امام علي (ع) مي فرمايد:
انصاف موجب پيوند دلها به يكديگر مي شود.(دوستی در قرآن وحدیث ،ص84)
با رعايت انصاف است كه دوستي ميان دو نفر تداوم مي يابد. و بر پايه مودت ميان دو نفر استوار مي شود.(مستدرک الوسائل ،ج2ص308) 8. دوستي و دوست يابي
اهميت دوستي و نقش انكار ناپذير دوستي، در زندگي انسان، بر كسي پوشيده نيست.در برخي از روايات، يكي از راه هاي شناخت دين و مذهب افراد، شناخت دوستان آنان شده است. يكي از نخستين راه ها براي قضاوت درباره شخصيت افراد، شناخت معاشران و دوستان آنان شمرده شده است. امام علي (ع) در اين باره مي فرمايد:
با انسان هاي بدخواه معاشرت نكن، چرا كه طبع تو، ناآگاهانه از طبع او مي دزدد.(شرح نهج البلاغه ،ج 20 ،)
پسر نوح به واسطه ي معاشرت با دوستان بد، خاندان نبوتش گم شد. بسياري از جوانان، زماني كه به آنان گفته مي شود با دوستان معتاد و فاسد معاشرت نداشته باشيد، در پاسخ مي گويند: «من هرگز به اعتياد و فساد كشيده نخواهم شد.» اما تجربه نشان داده است كه به ندرت چنين اتفاقي مي افتد. اينان در حقيقت، از تأثير سحرآميز معاشرت دوستانه در اخلاق و رفتار و نگرش انسان غافل اند و نمي دانند كه امير مؤمنان
(ع) در نامه اي به حارث همداني، درباره دوست گزيني و انتخاب همنشين به او مي فرمايد:
از همنشيني آنكه رأيش سست و كارش ناپسند بود بپرهيز كه هركس را از آنكه دوست اوست شناسند.(نهج البلاغه نامه 69 ،ص353و354)
روزي جالينوس حكيم به دوستان خود گفت: «مرا نزد فلان پزشك ببريد تا فلان دوا را به من بدهد كه آن موجب در مان من خواهد شد.» دوستان گفتند: «تو خود استاد و حكيم هستي و بهتر از ما مي داني كه فلان دوا براي درمان ديوانگي است، تو كه ديوانه نيستي.» جالينوس گفت: «امروز ديوانه اي به من نگاه كرد و مدتي چشمك به من زد و آستين مرا به نشانه ي دوستي آنچنان كشيد كه پاره شد. اينها علامت آن است كه بين من و او اشتراكي پيدا شده و از اين رو دريافتم كه بايد درمان شوم.»(ماخذقصصوتمثیلات مثنوی ،ص66)
8-1. ويژگي هاي دوست را ذکر نمایید؟
امام صادق (ع) مي فرمايد: دوستي داراي شرايط و حدودي است. اگر كسي همه ي آن شرايط را داشته باشد، كمال صداقت و دوستي را دارد و اگر كسي تنها برخي از آنها را داشته باشد، هرچند دوست ناميده مي شود، اما كمال صداقت و دوستي را ندارد و اگر كسي هيچ يك از آن ها را نداشته باشد، چيزي از دوستي را ندارد و اصلاً نبايد او را دوست ناميد: ظاهر و باطن دوست بايد يكسان باشد؛ افتخارات دوستش را افتخارات خود و شكست هاي او را شكست خود بداند؛ ثروت و قدرت، رفتار او را با دوستش تغيير ندهد؛ چيزي را از دوستش دريغ نورزد؛ در سختي ها دوست خود را رها نكند.
هم از حضرت عيسی (ع) نقل شده است و هم از پيامبر اكرم (ص)، بهترين دوستان كساني دانسته شده اند كه: ديدن آنان انسان را به ياد خدا اندازد؛ گفتارشان بر دانش انسان بيفزايد؛ رفتارشان ياد آخرت را در دل انسان زنده كند.(بحارالانوارج71)
8-2. اعتدال در دوستي
نكته ي مهمي كه در زمينه ي روابط ميان دوستان، تذكر آن و توجه به آن بسيار مهم است حد نگه داشتن در دوستي است. همواره بايد به اين اصل توجه داشت كه « كلُ سرٍّ جاوَزَ الاثنين شاع». پس نبايد همه ي اسرار خود را براي دوستان، هرچند دوستان بسيار نزديك فاش كرد؛ زيرا هر دوستي اي ممكن است روزي به دشمني تبديل شود. امام علي (ع) مي فرمايد:
دوستت را چندان دوست مدار! مبادا كه روزي دشمنت شود و دشمنت را چندان كينه مورز كه بود روزي دوستت گردد.(نهج البلاغه حکمت 268 ص410)
امام صادق (ع) مي فرمايد:
پس از قطع ارتباط با دوستت، چندان از او بدگويي نكن كه راه بازگشت را بر او ببندي؛ شايد كه تجارب زندگي او را به سوي تو بازگرداند.(بحار الانوارج71)
8-3. با كه دوستي نورزيم؟
هرگاه كساني را ديدي كه آيات ما را استهزا مي كنند، از آنان روي بگردان تا به سخن ديگري بپردازند و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيت ستمگر منشين.
اميرمؤمنان (ع) در پاسخ به اين پرسش كه « بدترين دوستان كيان اند؟» فرمود:« كسي كه گناه را در چشم انسان زيبا جلوه مي دهد.»(بحارالانوارج71) آن حضرت از همنشيني و دوستي با افراد چاپلوس نيز برحذر داشته است و مي فرمايد:
با چاپلوس معاشرت نكن، چرا كه كارش را در نظر تو زيبا جلوه مي دهد و دوست دارد كه تو هم مثل او باشي.(غررالحکم ودررالکلم ،ج2 ،حدیث 157 )
امام باقر (ع) مي فرمايد:
پدرم، امام سجاد، به من فرمود: «پسرم، مواظب باش كه با پنج گروه نه دوستي داشته باشي ونه همسخن شوي و نه در راهي با آنان همراه شوي.» گفتم: « پدر! آنان كيان اند؟»
فرمود: « از دوستي با دروغگو بپرهيز، زيرا دروغگو همچون سراب است، دور را براي تو نزديك جلوه مي دهد و نزديك را برايت دور مي نماياند. از دوستي با فاسق بپرهيز، چرا كه تو را به لقمه اي يا كمتر از لقمه اي مي فروشد. از دوستي با بخيل بپرهيز، زيرا تو را در زماني كه بيش ترين نيازمندي را به مال او داري، رها مي كند. از دوستي با احمق بپرهيز، چرا كه احمق هرچند اراده ي سودرساني به تو را دارد، اما به تو زيان مي رساند. از دوستي با كسي كه رابطه اش را با خويشان خود قطع كرده است بپرهيز، چرا كه در سه آيه از قرآن مورد لعن قرار گرفته است...»(اصول الکافی ،ج2)
و از نشانه هاي او اينكه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد ودر ميانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه هايي است براي گروهي كه تفكر مي كنند.(نساء 4 :1)
فصل ششم اخلاق جنسی 1. جايگاه و اهميت
اخلاق جنسي، به سلسله مباحث فلسفي و اخلاقي گفته مي شود كه حول محور غريزه ي جنسي و مسائل مرتبط با آن شكل مي گيرد. مسائلي از قبيل ضرورت يا عدم ضرورت كنترل غريزه ي جنسي، خوب يا بد بودن حياي زن، غيرت مرد، وفاداري همسران، پوشش و حجاب زنان، زنا، همجنس بازي و ازدواج، از مهم ترين مسائل اخلاق جنسي به شمار مي آيند.(مرتضی مطهری ،اخلاق جنسی ،ص15) 2. بيان ديدگاه ها در خصوص غریزه جنسی؟
درباره غريزه و علاقه ي جنسي، ديدگاه هاي متعدد و گوناگوني مطرح شده است. به طور كلي مي توان اين ديدگاه ها را به سه دسته ي تفريطي، افراطي و معتدل تقسيم كرد. در اين قسمت مي كوشيم تا به اختصار، به معرفي اين ديدگاه ها و بررسي و نقد ادله ي هر كدام بپردازيم:
2-1. ديدگاه تفريطي
همواره افراد و گروه ها و آيين هايي بوده اند كه علاقه و غريزه ي جنسي را يك غريزه ي ذاتاً پليد، زشت و شيطاني دانسته اند. اينان آميزش جنسي را، به طور كلي، حتي از طريق آميزش با همسر قانوني و شرعي، كاري زشت و شيطاني دانسته و معتقدند عامل اصلي تباهي فرد و جامعه غريزه ي جنسي است و راه رهايي از همه ي مصيبت ها و گرفتاري هاي روحي و اجتماعي، تحت كنترل در آوردن اين غريزه و ناديده گرفتن آن است. اينان بر اين باورند كه آميزش جنسي هرگز با تكامل روحي سازگار نيست. امكان ندارد كسي بتواند هم به تكامل معنوي و روحي برسد و هم آميزش جنسي داشته و از لذت جنسي بهره ببرد.
براي نمونه، برهمنان آيين بودا معتقدند كسي مي تواند به مقامات بالاي معنوي دست يابد كه از همه ي تعلقات مربوط به غريزه ي جنسي آزاد باشد. حتي علاقه به فرزند را با معنويت بيگانه مي بينند.(ترجمه بدر الدین کتابی ،ص 324)
در آيين جَين، هر فردي كه بخواهد اين آيين را بپذيرد در ابتدا بايد پيماني پنج گانه را متعهد شود(فروغ خاورتاریخ جامع ادیان ،حکمت ص 170 و171) كه يكي از مهم ترين آنها، اين پيمان است كه «لذات و شهوات جنسي را بر خود حرام دانسته و ابتلاي به آن را براي ديگران نيز نمي پسندم.»
در ميان مكاتب اخلاقي يونان باستان، كلبيان بر اين باورند؛ اگر رستگاري و نجاتي هست، همانا در ترك جامعه و در بازگشت به زندگي ساده و زاهدانه يافته مي شود.»(کلیات فلسفه ص27)
رهبران مسيحي نيز هر چند ازدواج را به طور كلي تحريم نمي كنند، اما آن را عملي ذاتاً پليد مي دانند. در مسيحيت دو چيز است كه ازدواج را براي مسيحيان عادي مشروع مي كند: حفظ نسل (تارخ فلسفه غرب ج1،ص508) و دفع افسد به فاسد؛ مسيحيان معتقدند كسي كه مي خواهد رهبري ديني مردم را بر عهده بگيرد بايد همچون عيسي مسيح (ع) كه تا آخر عمر مجرد باقي ماند، در سراسر عمر خود از آميزش جنسي دوري كرده باشد.
اينان «جهاد با نفس» را كه پيامبر گرامي اسلام (ع) آن را بزرگ ترين و برترين جهاد خوانده اند، مساوي با «نفس كشي» و از ميان برداشتن غرايز، آن هم به شيوه ي مرتاضان هندي و راهبان مسيحي مي پندارند.
4-2. در دوران جديد، پس از طرح گسترده ي مسائل روان شناسي و روانكاوي و پيشرفت نسبي علم روان شناسي، ديدگاهي كاملاً مخالف با ديدگاه پيشين، درباره علاقه و غريزه ي جنسي مطرح شد. طراح اصلي اين ديدگاه زيگموند فرويد، روان شناس و روانكاو مشهور اتريشي بود. اينان ريشه ي همه مشكلات اخلاقي و ناهنجاري هاي اجتماعي را در سركوبي غريزه ي جنسي دانستند.(
همانطور كه مي بينيم، اين ديدگاه كاملاً متعارض و متضاد با ديدگاه پيشين است. تاكنون تصور بر اين بود كه ريشه ي همه ي بدبختي ها و پليدي ها در ميدان دادن به غريزه ي جنسي است؛ اما با ظهور فرويد و طرح نظريه ي جنسي او، اين نظريه مطرح شد كه ريشه ي همه ي بدبختي ها و پليدي ها در سركوب كردن و ميدان ندادن به غريزه ي جنسي است.(فریدیسم، ص55و56)
استدلال نخست
ريشه ي همه بيماري هاي روحي و اجتماعي بشر در سركوب غريزه ي جنسي و ايجاد محدوديت براي ارضاي آن است. در مقابل، راه وصول به سعادت و نجات از بيماري هاي روحي و رواني، ارضاي آزادانه ي غريزه ي جنسي است؛ بنابراين بايد هر قيد و شرطي را از سر راه ارضاي غريزه ي جنسي برداشت. در پاسخ به اين استدلال مي توان گفت: اولاً اين ادعا كه ريشه ي بيماري هاي روحي و رواني بشر، ايجاد محدوديت هاي جنسي است، ادعايي بي دليل است؛ ثانياً، آزادي همه جانبه در ارضاي غرايز جنسي نه تنها موجب دستيابي به سعادت و نجات از بيماري هاي رواني نخواهد شد، كه آشفتگي هاي روحي و رواني شديدتري را در پي خواهد داشت و رشد اين گونه بيماري ها را مي توان به وضوح در افراد و جوامعي كه در ارضاي غريزه ي جنسي محدوديتي ندارند يا محدوديت كمتري دارند مشاهده كرد.
استدلال دوم
تجربه نشان داده است كه انسان نسبت به چيزي كه منع شود، حريص تر مي شود؛ بنابراين ممانعت از ارضاي اين غريزه، نتيجه اي جز شعله ورتر شدن آتش آن نخواهد داشت. اگر مي خواهيم بشر، براي هميشه از وسوسه ها و دغدغه هاي جنسي رهايي يابد، بايد او را در ارضاي غريزه ي جنسي اش كاملاً آزاد گذارده و هر گونه قيد و بندي را از پيش روي او برداريم.
در پاسخ بايد گفت: اولاً، پذيرش اين اصل كه «هرگونه ممنوعيتي حرص آور است و نتيجه ي عكس مي دهد» مستلزم آن است كه بسياري از قوانين و مقررات اجتماعي، از جمله مقررات راهنمايي و رانندگي، كه محدوديت ها و محروميت هايي را براي رفت و آمد وضع مي كنند، برچيده شوند؛ زيرا حرص آورند و نتيجه ي عكس مي دهند!
ثانياً در همان جوامعي كه آزادي جنسي وجود دارد، هر چند ممكن است از حيث نگاه به جنس مخالف، ارضا شده و تحت فشار روحي قرار نداشته باشند، اما آمار نشان مي دهد كه بيشتر جوانان در همان جوامع براي ارتباط جنسي خود را تحت فشار مي بينند.
به تعبير شهيد مطهري اينان ميان اشباع غريزه و سركوب نكردن آن از يك طرف، و آزادي جنسي و رها كردن بي قيد و شرط آن از طرف ديگر، خلط كردند. حقيقت آن است كه اگر كسي مي خواهد غريزه ي جنسي خود را به درستي اشباع كند، راهي جز عفت و تقوا و پذيرش مقررات الهي ندارد.
حضرت امام خميني (ره) درباره نامحدود خواهي قوه ي شهويه و سيري ناپذيري آن مي فرمايد:
قوه ي شهويه در انسان طوري است كه اگر زن هاي يك شهر، به فرض محال، به دست او بيايد، باز متوجه زن هاي شهر ديگر است؛ و اگر از يك مملكت نصيبش شد، متوجه مملكت ديگر است. و هميشه آنچه ندارد مي خواهد. با اينكه اينها كه گفت شد فرضي است محال و خيالي است خام، با وجود اين تنور شهوت باز فروزان است و انسان به آرزوي خود نرسيده... . هر كس منكر است مراجعه به حال خود كند و به حال اهل اين عالم از قبيل سلاطين و متمولين و صاحبان قدرت و حشمت، آن وقت خود تصديق ما را مي كند. (شرح چهل حدیث ص91)
استدلال سوم
خالق انسان، غرايز مختلف را بي جهت در نهاد او قرار نداده است و اين غرايز را براي ارضا و اشباع در اختيار انسان قرار داده است و نه براي سركوبي؛ بنابرابن ايجاد محدوديت در برابر ارضاي غرايز، از جمله غريزه ي جنسي، خلاف هدف آفرينش است. در پاسخ اين استدلال نيز بايد گفت: اولاً، پذيرش اين استدلال، به معناي هرج و مرج كامل اجتماعي و اخلاقي است. ثانياً اين سخن كه خداوند غرايز را بي جهت به ما نداده است و هرگز نبايد هيچ يك از آن ها را ناديده گرفت، سخن درستي است، اما غرايز انسان منحصر در غريزه ي جنسي نيست؛بلكه انسان داراي غرايز و اميال بسيار متعدد و متنوعي است و افزون بر اين ارضاي همه ي قوا و آزادي مطلق دادن به همه ي آن ها هرگز امكان ندارد. پس يا بايد برخي از آن ها را سركوب كرده و به طور كلي ناديده گرفت كه اين خلاف حكمت و هدف آفرينش است.
2-3. ديدگاه معتدل
غريزه ي جنسي از ديدگاه اسلام، يكي از بزرگ ترين نعمت هاي الهي و حكيمانه ترين وسيله اي است كه تداوم زندگي بشر و بقاي نوع انساني را تضمين مي كند. اسلام نه تنها ميان «معنويت» و «بهره مندي از لذات جنسي» منافاتي نمي بيند، بلكه بهره مندي مشروع از اين غريزه را شرط تكامل معنوي انسان و يكي از بهترين اسباب و وسايل وصول به سعادت واقعي مي داند.
پيامبر اسلام و ساير اولياي دين همواره با رهبانيت و رياضت هاي افراطي براي مبارزه با غريزه ي جنسي و امثال آن مخالفت كرده و به صراحت اعلام داشته اند كه : «لا رَهبانيةَ في الاسلام.»
از سوي ديگر، اسلام با ديدگاه فرويدي نيز به شدت مخالف بوده، افسارگسيختگي و بي بند و باري جنسي را به شدت نهي كرده است. اصولاً در اسلام شهوت پرستي و شهوت خواهي، به طور مطلق، اعم از شهوت جنسي و شهوت مقام، شهوت مال، شهوت شكم و امثال آن، مذموم و منفور است. ديدگاه اسلام را درباره ي نحوه ي برخورد با شهوات نفساني، به ويژه ي شهوت جنسي، به خوبي نشان مي دهد: « كسي كه بر شهوتش غالب شود، عقلش آشكار مي شود.»(غررالحکم ودررالکلم ،ج2 ) « پيروي از خواهش هاي نفساني، نتيجه اي جز هلاكت و نابودي نفس انساني در پي ندارد.»(غررالحکم ودررالکلم ج2) « بردگي شهوت بدترين بردگي ها و خوارترين اسارت هاست.» (غررالحکمودررالحکم ج2 ) «شهوت وغضب، دشمن ترين دشمنان انسان اند؛ كسي كه بر اين دو دشمن غلبه كند و آن ها را تحت تسلط خود درآورد به هدف خواهد رسيد.» (غرراحکم ودررالحکم ج1)«اگر مي خواهي از آفات در امان باشي، خويشتن را از تسليم شدن در برابر شهوات بازدار.»(غررالحکم ودررالحکم ج2) «ترك شهوت ها برترين عبادت و زيباترين عادت است.» (غررالحکم ودررالکلم )
خلاصه آنكه منطق اسلام در برابر قوا و غرايز انساني به ويژه قواي شهواني را مي توان در اين بيان حكيمانه ي امام خميني (ره) عارف و اخلاقي بزرگ روزگار حاضر و همه ي روزگاران مشاهده كرد:
بدان كه قوه ي شهوت از قواي شريفه اي است كه حق تعالي به حيوان و انسان مرحمت فرموده براي حفظ شخص خود و بقاي آن در عالم طبيعت و براي ابقاي نوع و حفظ آن. و اگر انسان اين قوه را نداشت به واسطه ي مُحَلّلات خارجيه و داخليه، به اسرع اوقات، رو به فنا و زوال مي گذاشت و تحصيل بدل ما يتحلل نمي كرد. و چون تحصيل سعادت ابدي بي بقاي در عالم دنيا و اقامه ي در نشئه ي طبيعت صورت نگيرد، سعادت ابدي انسان و حيات شريف ملكوتي او مرهون منت اين قوه ي شريفه است. 3. عوامل شهوت پرستي و شهوت راني را نام ببرید؟ ضعف در خداشناسي و سستي در ايمان به خدا و پيامبر و عدم رعايت دستورات ديني؛ به يقين كسي كه خداي بزرگ را همواره حاضر و ناظر رفتارهاي خودش ببيند، هرگز به خود اجازه نمي دهد در محضر او، دست به سوي گناه دراز كند. كسي كه قيامت و حسابرسي اخروي را باور دارد، هيچگاه خود را گرفتار شهوتراني و شهوت پرستي نخواهد كرد. ضعف در خودشناسي و نداشتن دركي درست از خويشتن و فرو كاستن ارزش انساني خود تا سرحد حيوانات؛ كسي كه به گوهر عظيم و گران قدر خود واقف باشد و عظمت وجود انساني را درك كند، هرگز حاضر نيست وجود خود را با دنباله روي از شهوات و خواهش هاي نفساني تا سرحد حيواناتي چون خوك و خروس پايين آورد. ضعف در شناخت حقايق امور و عدم شناخت پيامدهاي ناگوار دنيوي و اخروي شهوت پرستي و شهوت راني؛ شهوت راني و پيروي از خواهش هاي نفساني آثار زيانبار روحي و جسمي و اجتماعي فراواني را در پي دارد كه اگر انسان اندكي به آنها توجه كند هرگز به دنبال شهوتراني نخواهد رفت. عامل اصلي مشكلات عصبي و بهداشتي و ناامني هاي اجتماعي و جنسي فراواني كه دامنگير بشريت شده است.
4.اهميت ازدواج در اسلام
اسلام غريزه ي جنسي را از نعمت هاي بزرگ الهي مي داند. در عين حال براي ارضاي اين غريزه نيز همچون ساير غرايز حدود و شرايطي را قائل شده و تجاوز از آن قيود و ناديده گرفتن آن محدوديت ها را در هيچ شرايطي مجاز ندانسته است. از ديدگاه اسلام تنها راه مشروع و مقبول ارضاي غريزه ي جنسي «ازدواج» است.
ازدواج در اسلام به عنوان يك امر بسيار مقدس و يك عبادت كم نظير و در برخي موارد، به عنوان واجب شرعي به شمار آمده است. در اسلام هيچ بنايي محبوب تر از بناي ازدواج نيست(جواهر الکلام ج29) و دو ركعت نماز شخص ازدواج كرده برتر از هفتاد ركعت نماز انسان عزب ارزيابي شده است.(تهذیب الاحکام ج7)
4-1. ارزش واسطه ي ازدواج شدن
مردان و زنان بي همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقير و تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بي نياز مي سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است.(نور24)
از اين آيه به روشني استفاده مي شود كه يكي از وظايف اجتماعي مسلمانان اين است كه وسايل ازدواج جوانان را فراهم سازند و آنان را در اين مهم ياري نمايند.
امير مؤمنان (ع) مي فرمايند: برترين واسطه گري ها واسطه گري در ازدواج است.(الفروع من الکافی ج5)
امام صادق (ع) مي فرمايد:
كسي كه وسايل ازدواج را براي شخصي فراهم كند، روز قيامت مورد توجه خاص خداوند قرار مي گيرد.(بحارالانوارج100)
4-2. شرايط همسر خوب را ذکر نمایید؟
ازدواج مسئوليت بزرگ الهي، انساني و اجتماعي است. ما در برابر نعمت هاي خداوند و همچنين در برابر جامعه و نسل هاي آينده و در برابر فرزنداني كه بعداً مي خواهيم به جامعه ي انساني تحويل دهيم مسئوليت داريم.
الف)اصالت خانوادگي
يكي از مهم ترين شرايط همسر خوب اصالت خانوادگي است. جوانان بايد بدانند دختران يا پسراني كه داراي خانواده ي اصيل نيستند، چندان قابل اعتماد نخواهند بود. البته اصالت خانوادگي به معناي پول دار بودن يا داراي پست و مقام بودن و امثال آن نيست. اصالت خانوادگي يعني متقي و پارسا بودن خانواده؛ يعني متدين بودن پدرو مادر. پيامبر اكرم (ص) به شدت از ازدواج با دختران زيبايي كه شرافت خانوادگي ندارند برحذر داشته و مي فرمايد:
اي مردم از گياهان سبز و خرمي كه در مزبله رشد كرده اند بپرهيزيد! گفتند: اي رسول خدا، منظور از اين جمله چيست؟ در پاسخ فرمود: دختر زيبايي كه در خانواده ي بد رشد كرده باشد.(الفروع من الکافرین ج5)
ب) تقوا و تدين
يكي ديگر از مهم ترين شرايط همسر خوب، «تقوا و تدين» اوست. البته تقوا درجات بسيار دارد. كم ترين درجه ي آن، كه ناديده گرفتنش در امر انتخاب همسر آفات و آسيب هاي فراواني را در پي خواهد داشت، انجام واجبات و ترك محرمات است. دختران و پسران جوان بدانند كسي كه در برابر خداي جهان و خالق هستي كرنش نكرد و به دستورات او بي اعتنايي نمود، در برابر همسرش هم كرنش نخواهد داشت و ارزشي براي او قائل نخواهد شد؛ كسي كه در برابر آن همه نعمت خداوند حاضر نشد شكر او را به جا آورد و جتي حاضر نشد نمازهاي روزانه را انجام دهد، چگونه مي توان پذيرفت كه قدردان زحمات و تلاش هاي همسرش باشد؟ پيامبر اكرم (ص) فرموده اند:
كسي كه دختر خود را به ازدواج فاسق درآورد، رابطه ي نسبي خود را با او بريده است.(المحجمه البیضاءفی تهذیب الاحیاء،جلد 3
ج) اخلاق نيك
يكي ديگر از شرايط همسر خوب، خوش اخلاق بودن است. همسرخوب، كسي است كه آراسته به فضايل اخلاقي باشد و در حد توان خودش در صدد دوري از رذايل و زشتي هاي اخلاقي باشد. كسي در نامه اي از امام رضا (ع) پرسيد:
يكي از اقوام من به خواستگاري دخترم آمده است، اما قدري بداخلاق است. امام رضا (ع) در پاسخ او نوشت: اگر بداخلاق است، دختر خود را به او نده. بحارالانوارج100)
5. فضايل اخلاقي مربوط به امور جنسي
5-1. عفت و پاكدامني
«عفت» عبارت است از تسليم و انقياد شهوت در برابر عقل؛ يعني قوه ي شهواني انسان كارهاي خود را بر اساس دستور عقل انجام دهد. به تعبير ديگر، عفت يعني اعتدال در بهره مندي از شهوان (جامع السعادات ج2). «عفيف» به كسي گفته مي شود كه در حد اعتدال و در چارچوب عقل و شرع، از شهوات بهره ببرد و به وادي افراط (شره) يا تفريط (خمودي) كشيده نشود.
در فضيلت عفت، به طور عام، و عفت جنسي، به طور خاص، روايات فراواني به دست ما رسيده است. امام علي (ع) مي فرمايد:
هنگامي كه خداوند خير و خوبي بنده اش را بخواهد، در برابر غذاهاي حرام عفت شكم، و در برابر محرّمات جنسي، عفت جنسي به او مي دهد. (غررالحکم ودررالکلم ،ص1)
امام باقر (ع) در اين باره مي فرمايد:
هيچ عبادتي برتر از عفت شكم و عفت جنسي نيست.(الکافی )
5-2. غيرت
«غيرت» اصطلاحاً به معناي كوشش در محافظت از چيزهايي است كه محافظت از آن ها لازم اشت. غيرت، يكي از شريف ترين فضايل اخلاقي است. البته، نبايد آن را به غيرت در مسائل جنسي و ناموسي منحصر دانست؛ بلكه در مسائل ديني و تربيت فرزندان و مسائل مالي و امثال آن نيز جريان دارد. اين فضيلت، از نتايج و لوازم فضيلت شجاعت و بزرگمنشي است، يعني سرچشمه ي اين فضيلت در بزرگي و قوت نفس و شجاعت فرد است. اميرمؤمنان (ع) در اين باره مي فرمايد:
ثمره و ميوه ي شجاعت غيرت اسن.
بزرگان اخلاق گفته اند كسي كه اين فضيلت را نداشته باشد، از مردان نيست. امام صادق (ع) مي فرمايد: غيور يكي از اوصاف خداوند است و به سبب همين صفت و ويژگي است كه فواحش و زشتي هاي دروني و بيروني را تحريم كرده است.
مولاي متقيان (ع) نيز مي فرمايند:
خداوند براي مؤمن غيرت مي ورزد، پس بايد مؤمن نيز غيرت بورزد، و هر كسي كه غيرت نورزد، قلبش واژگون شده است.
غيرت به معناي عام، ريشه در فطرت انسانس دارد. انسان، فطرتاً به گونه اي آفريده شده است كه از امور مورد احترامش، مانند زن، فرزند، مقام، ثروت و امثال آن، محافظت مي كند. البته اين دفاع گاهي پسنديده است و آن زماني است كه دفاع او حق و براي حق باشد و گاهي نيز مذموم و ناپسند است و آن زماني است كه دفاع او باطل و براي باطل باشد. اسلام نيز اصل اين حكم فطري را پذيرفته و كوشيده است تا جهت الهي به آن داده، از هوا و هوس و انگيزه هاي باطل و نادرست پاكش سازد.
5-3. حجاب و ترك خودآرايي در انظار عمومي
و به زنان با ايمان بگو چشم هاي خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را، جز آن مقدار كه نمايان است، آشكار ننمايند، و [اطراف] روسري هاي خود را بر سينه ي خود افكنند [تا گردن و سينه با آن پوشيده شود]، و زينت خود را آشكار نسازند؛ مگر براي شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان همكيش شان، يا بردگانشان [كنيزانشان] يا افراد سفيه كه تمايلي به زن ندارند، يا كودكاني كه از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند؛ و هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهاني شان دانسته شود [و صداي خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد]. و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد.
اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: «جلباب ها [روسري هاي بلند] خود را برخويش فرو افكنند، اين كار براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است؛ و [اگر تاكنون خطا و كوتاهي از آنان سر زده توبه كنند] خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.
يكي ديگر لز فضايل اخلاقي در عرصه ي اخلاق جنسي، «حجاب و پوشش زنان» است. البته اين مسئله اختصاصي به زنان نداشته و شامل مردان تيز مي شود. اما نوع پوشش زنان به دليل ساختار خاص جسماني شان مورد تأكيد بيشتر قرار گرفته است.
اسلام با تشريع حكم حجاب خواسته است كه:
اولاً به بهداشت رواني زنان و مردان كمك كند. زيرا اگر ميان زن و مرد حريمي وجود نداشته باشد و زنان همه ي زيبايي هاي خود را در منظر مردان قرار دهند، اين كار از سويي آرامش روحي و رواني مردان را به هم مي ريزد و مردان همواره در انديشه ي اشباع اين عطش روحي و رواني اي هستند كه با مشاهده ي زنان برهنه و بي حجاب پديد مي آيد. از سويي ديگر مردان براي ارضاي تقاضاهاي جنسي تحريك شده ي خود، دست به هر كاري خواهند زد و آرامش و امنيت را از زنان خواهند گرفت. ثانياً روابط خانوادگي را استوار كند و از فروپاشي نظام خانواده جلوگيري نمايد. آزادي جنسي و بي حجابي زنان در جامعه موجب سست شدن پايه هاي روابط خانوادهگي خواهد شد. در آن صورت زن و مرد به جاي آنكه موجب آرامش و آسايش يكديگر شوند، بيشتر به مثابه ي دو دشمن و رقيب در برابر ارضاي آزادانه ي غريزه ي جنسي جلوه مي كنند.
ثالثاً شخصيت و كرامت زن را تأمين كند و او را از يك شخصيت ابزاري به شخصيتي مستقل تبديل نمايد. زنان بي حجاب در حقيقت خود را به عنوان ابزاري براي تأمين نگاه هاي آلوده ي مردان قرار مي دهند. زنان بي حجاب، براي خود به عنوان يك انسان ارزشي قائل نيستند؛ بلكه نهايت ارزش خود را جلب توجه جنسي ديگران مي دانند.
رابعاً حريم اجتماع را از بي عفتي و آلودگي هاي جنسي نگه دارد. اگر حريم اجتماع از نگاه ها و روابط آلوده ي جنسي حفظ شود در آن صورت بهتر مي تواند به هدف خود نائل شود. بي حجابي موجب مي شود محيط اجتماع كه محيط كار و تلاش است به محيطي براي ارضاي خواسته هاي جنسي و اميال شهواني تبديل شود.
« موفق باشید »